تبليغاتX
تنها جایی که خوشبختانه عشق نیست

تنها جایی که خوشبختانه عشق نیست

من نه از جنس بارونم نه یه فرشته ی خوشمل من یه افسرده ی دیوونم

جهانم اینه

جهانم  مث

خوابه 

     عذابه

            اضطرابه

روبه روم دیواری از مه دیواری از سنگ

 

بگو بیهوده نیست

   بگو بیهوده نیست

        فاصله ی آب و سراب

بگو

      سفیدی کاغذ بیهوده نیست

   بگو از کوچه پراکنده

     برام شد سراسر کابوس و تنهایی

 

بگو خواب بود هرچی كه دیدم

افسانه بود هر چی شنیدم

نگاه كن شوق دل زدن به دریا

برآن شد مرگ تدریجی رویا

مرگ تدریجی رویا

 

بیا تا مه توی چشام بمیره

    بیا تا قصه مون پایان نگیره

   بیا تا یادم بیاد خورشید

     منو کم کن از این تردید

   نگاه کن شوق دل زدن به دریا

      برام شد مرگ تدریجی رویا  

  

 تو باشی شب نیست

       تو باشی آزادم خدا.....(دی)

   پ.ن:همیشه وقتی آپ می کنم می رم به

 بعضیا می گم چند نفر اومدن نظر خصوصی گذاشتن که به اونا بگم اگه کسی خواست خبرش کنم بگین

+ نوشته شده در  2011/1/15ساعت 8:37 PM  توسط n.p  | 

واقعا ضد حال بزرگی بود..............

امروز حالم از هرچی -نه هرچی یه دونه-از بچه ها بهم خورد واقعا اینا رگه خاله زنکی شون ناجور گل می

کنه وای امروز یه ۲۰ خطی براتون نوشتم بعد یه دفعه ای کامپیوتر هنگ کردو نزدیک بود خودمو.....

ول کن اعصابم خرابه فقط اینو می تونم بهتون بگم تو دنیایی که من توشم گرگا به موشا می بازم این

تموم حرفای دلمه

 

تو دنیایی که من توشم گرگا به موشا می بازن....

پ.ن :آهنگ جدید وبم:درسته درباره ی دختری هست و منم دخترم ولی امروز دلم گرفته بود دلم سوخته

بود برای خیلی از این زنا و دخترایی که گیر یه مشت .....-هرچی بگم کم گفتم-افتادن این آهنگا از طرف

من برای همه ی زنا و دخترای ایرانی

+ نوشته شده در  2011/1/12ساعت 4:51 PM  توسط n.p  | 

دوست دارم یه شب که باروون می آد......

دوست دارم یه شب که باروون می آد......

برم بیرون -حدود ساعت ۲ یا ۳ شب که هیچ کی نیست-

بدون شال -بدون روسری- بدون مانتو-

برم تو خیابونا بدون چتر می خوام اندازه ی یه عمر خیس شم

گریه کنم طوری که همه فک کنن قطره های بارونه رو صورتم.نمی خوام از اشکام خجالت نکشم ولی ...

می خوام داد بزنم اصلا می خوام نعره بکشم طوری که شاید بتونی صدامو بشنوی ..-اگه سرت شلوغ

نباشه...

می خوام بدون این که پسرا بگن ای جججوووووونم دراز بکشم رو آسفالت خیابون

می خوام بدون این که مردم چپ چپ نگام کنم دراز بکشم رو آسفالت خیابون

می خوام بدون این که تا اومدم بندازنم تو منکرات دراز بکشم رو آسفالت خیابون

می خوام بدون این که فک کنم هنوزم منو یادت رفته دراز بکشم رو آسفالت خیابون

فقط می خوام ازت بشنوم قیافه اش آشناس...

می دونم برای گفتنش دیر شده

ولی کاش ازم می پرسیدی که دوست داری به دنیا بیای یانه؟!

فقط می خوام وقتی که از خواب پاشدم ببینم خدا تو روم یه پتوی گرم کشیدیو

با صورتی که آرزومه یه بار مهربون ببنیمش بگی تموم شد دیگه تنهات نمی زارم....

فقط همین......

پ.ن:باروون رو دوست دارم برای این که وقتی می آد غمگین می شم.غمو دوست دارم .غم چه کلمه ای

نمی دونم شاید فقط برای منه که فقط یه ابهت خاصی داره ...

+ نوشته شده در  2011/1/9ساعت 6:33 PM  توسط n.p  | 

عدالت یعنی این؟!آزادی یعنی این؟!خودتون قضاوت کنین

دختر بودن يعني كله قند و لي لي لي لي ..

دختر بودن يعني الگوي خياطي وسط مجله هاي درپيت

دختر بودن يعني هموني باشي كه مادر و خاله وعمه ت هستن

دختر بودن يعني " دخترو رو چه به رانندگي ؟ "

دختر بودن يعني " شنيدي شوهر سيمين واسه ش يه سرويس طلا خريده 12 ميليون ؟"

دختر بودن يعني بايد فيلم مورد علاقه تو ول كني پاشي چايي بريزي

دختر بودن يعني نخواستن و خواسته شدن

دختر بودن يعني حق هر چيزي رو فقط وقتي داري كه تو عقدنامه نوشته باشه

دختر بودن يعني "ببخشيد ميشه جزوه تونو ببينم ؟"

دختر بودن يعني " به به خانوم خوشگل....هزار ماشالااااااا"

دختربودن يعني " برو تو ، دم در واي نستا"

دختر بودن يعني لباست 4 متر و نيم پارچه ببره كه آقايون به گناه نيفتن

دختر بودن يعني "خوب به سلامتي ليسانس هم كه گرفتي ديگه بايد شوهرت بديم"

دختر بودن يعني "كجا داري ميري؟"

دختر بودن يعني " تو نميخواد بري اونجا ، من خودم ميرم "

دختر بودن يعني "كي بود بهت زنگ زد؟! با كي حرف ميزدي؟"

دختر بودن يعني اجازه گرفتن واسه هرچي ، حتي نفس كشيدن...


خودتون قضاوت کنینآخه این عدالته ؟۱این آزادیه؟!

پ.ن:شاید تا اواسط این هفته نیام.این امتحانای لعنتی........

 

+ نوشته شده در  2011/1/5ساعت 10:13 PM  توسط n.p  | 

دلم گرفته نمی دونم هوای کی رو داره؟ولی می دونم هوای چیو داره...

از این می ترسم ۴۰  ۵۰ سال دیگه آینده ام این شه...

یک روز از خواب پامی شی می بینی رفتی به باد

هیچ کس دورو برت نیست همه رو بردی ز یاد چند تا موی دیگه ات سفید شد ای زن بی اساس

روز تولد تو باز مجلس عزاس

بریدی از اساس....

قوز پشتت بیشتر شد ...شونه هات افتاده تر....

پیرامونتو ببین با دقت می سوزن خشک و تر

این که زاده ی آسیایی رو می گن جبر جغرافیایی

این که لنگ در هوایی صبحونت شده سیگارو چایی

ای عرش کبریایی چیه پس تو سرت کی با ما راه میایی

جون مادرت؟!

این که دستاتو روی سر می زارن ...

این که تو بازیشون راهت نمی دن ....

این که باهات هیچ کاری ندارن

این که سر به سرت می زارن

 

این که زاده ی آسیایی رو می گن جبر جغرافیایی  این که صبحونت شده سیگارو چایی ......

+ نوشته شده در  2011/1/4ساعت 7:26 PM  توسط n.p  |